اینم واسه شما ها که بازدید کننده ی سایت ما هستید ... ازتون ممنونم

 

عشق همیشگی است این ما هستیم که ناپایداریم ،عشق متعهد است مردم عهد شکن، عشق همیشه قابل اعتماد است اما مردم نیستند .  لئوبوسکالیا

 

 

عشق عبارت است از وجود یک روح در دو کالبد. عاملیست که دو تن را مبدل بفرشته ی واحدی می کند . ویکتور هوگو

 

 

من هفتصد بار اشتباه نکردم. من یک بار اشتباه نکردم من زمانی موفق شدم که هفتصد راهی را که موفقیت آمیز نبود اصلاح کردم. هر گاه راهی را که عمل نمی کرد حذف کردم راهی را پیدا کردم که کار می کرد . توماس ادیسون

 

ادب با پول ، دانش و آموزش بدست نمی آید ادب دارای ریشه است ریشه ایی به بلندای تاریخ . ارد بزرگ

 

 

شما نمیتوانید با تنفر داشتن از دیگری خودتان را به خدا نزدیکتر کنید، چه معتقد باشید که این خشمی بجاست و یا نه. رابطه میان روح - که شما هستید - و خدا بر اساس عشق است. و جاییکه عشقی پاک وجود دارد، هیچ جایی برای هیچ نوع خشمی وجود ندارد. سری هارولد کلمپ

 

خ د ا ی ا  (( خدایا ))

 

دل م گ ر ف ت ه

                                                                          (( دلم گرفته ))

 

خدا از تو این هارا نمیپرسد ؟؟؟؟

 

پس چه میپرسد ؟

خداوند از تو نخواهد پرسید  که چه اتومبیلی سوار می شدی،بلکه از توخواهد پرسید  چند نفر را به مقصد رساندی؟
 
  خداوند از تو نخواهد پرسید زیر بنای خانه ات چند متر بود، بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوشآمد گفتی؟

خداوند از تو نخواهد پرسید بالاترین میزان حقوقت چقدر بود بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار گرفتن آن بودی؟
 
 خداوند از تو نخواهد پرسید چه لباسهایی در کمد داشتی،بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟
 
 
خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود،بلکه از تو خواهد پرسید آیا آن را به بهترین نحو انجام دادی
 
خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو چه رنگ بود،بلکه از تو خواهد پرسید چگونه انسانی بودی؟
 
و خداوند از تو نخواهد پرسید  چرا این جملات را برای دوستانت نخواندی بلکه از تو خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران  در وجدان خود احساس شرمندگی کردی؟
 
 

شب اميد

امشب  چه‌ زیباست 

 

نمایش رقص ستاره‌

 

بر پرده‌ء سیاه‌ شب

 

چقدر مغرور

 

ماه‌ سفره‌ء نوازش پهن نموده

 

دیگر بهمنها

 

نمی توانند

 

درختهای امید را بشكنند

 

دیگر آن كشتی سرگردان نیستم

 

كه‌ موجهای خشن تنهایی

 

راز غرق شدنم نشان دهند

 

امشب

 

فانوس روشن نگاهت

 

مرا به‌ ساحل دلت می خواند

 

باشتاب می شكافم

 

شكم دریای تنهای را

 

تا در میناء دلت

 

لنگر عشق بیندازم

 

شاعر:محمدحاجى حسينى

 

دل خوشیم

                                       دل خوشیم

        دل خوش از آنیم که حج میرویم              غافل از آنکه کج میرویم

       کعبه به دیدار خدامیرویم                         او که همین جاست کجا میرویم

       حج به خدا به جز دل پاک نیست               شستن غم از دل غمناک نیست

       دین که به تسبیح و سَر و ریش نیست        هرکه علی گفت که درویش نیست

       صبح به صبح در پی مکر و فریب                  شب همه شب گریه و امن یجیب

                                                                                      گریه ی خاموش

                                                                         مدیریت سایت زهرا

 

دکتر علی شریعتی

 

 

                           دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد،
             آدمی را همواره در پی گم شده اش،
          ملتهبانه به هر سو می کشاند
                               

                                                                            (دکتر علی شریعتی)

 

 

 

فواید خواندن دعای فرج

 

 

روایات مختلفی به بیان آثار ، فوائد و ویژگی هایی که بر دعا کردن برای تعجیل

فرج مترتب است ، که به پاره ای از آنها اشاره می کنیم:



1-فرمایش حضرت ولی عصر (عج) : بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج

، که فرج شما در آن است . 


     
2-این دعا سبب زیاد شدن نعمت ها است . 


    

3-اظهار محبت قلبی است .


4-نشانه انتظار است . 


  

5-زنده کردن امر ائمه اطهار (ع) است . 


     
6-مایه ناراحتی شیطان لعین است .



7-نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان است . 


  

8-اداء قسمتی از حقوق آن حضرت است ، که اداء هر صاحب حقی ،

 واجب ترین امور است . 


    

9-تعظیم خداوند و دین خداوند است .


10-حضرت ولی عصر (عج) در حق او دعا می کند .



11-شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال او می شود .



12-شفاعت پیغمبر (ص) انشاءالله شامل حالش می شود .



13-این دعا امتثال امر الهی و طلب فضل و عنایت او است .



14-مایه استجابت دعا می شود .



15-اداء اجر رسالت است .

 

16-مایه دفع بلاست .

 

17-سبب وسعت روزی است انشاءالله .


 


18-باعث آمرزش گناهان می شود .

 

19-سبب تشرف به دیدار آن حضرت در خواب و بیداری می شود  انشاءالله

.

20-سبب رجعت به دنیا در زمان ظهور آن حضرت می گردد انشاءالله .



21-از برادران پیغمبر (ص) خواهد بود .



22-فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان (عج) زودتر واقع می شود .



23-پیروی از پیغمبر و امامان (ع) خواهد بود .



24-وفای به عهد و پیمان خداوندی است .



25-آثار نیکی به والدین برای دعا کننده حاصل می گردد .



26-فضیلت رعایت و اداء امانت برایش حاصل می شود .




27-زیاد شدن اشراف نور امام (ع) در دل او است . 


28-سبب طولانی شدن عمر است انشاءالله .



29-تعاون و همکاری در کارهای نیک و تقوی است .


30-رسیدن به نصرت و یاری خداوند و پیروزی بر دشمنان به کمک خداوند است .

(( الهم کن لولیک الحجته ابن الحسن صلواتک علیه و علی ابائه فی هذه الساعه

و فی کل الساعه ولیاً و حافظا و قاعدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک

 طوعا و تمتعه فیها طویلا  ))

 

عید فطر

 

 

استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ی

                 ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان

 

چگونه از وبلاگی انتقاد کنید ...

 

نقدنویسی در وب فارسی اصلا فراگیر نیست؛ تا به‌حال کم‌تر نوشته‌ای را خوانده‌ایم که در زمینه‌ی انتقاد از عملکرد یک وب‌سایت فارسی نوشته شده‌باشد. در این نوشته سعی‌دارم اطلاعات شخصی‌ام را در زمینه‌ی نقدنویسی برای وب فارسی بیان کنم. این نوشته در واقع پیشنهادی به وب‌نویسان است برای ایجاد شاخه‌ی جدیدی در وب فارسی تحت عنوان «انتقاد از وب‌سایت‌های ایرانی». نخستین پرسشی که می‌تواند ایجاد شود این‌است که به طور کلی چرا باید انتقاد کنیم؟ جواب این پرسش را می‌توان با وب‌گردی میان سایت‌های اینترنتی فارسی یافت؛ نقص‌های فراوان و مشکلات عمده و نوعی خودکامگی مدیریتی در این‌دسته از وب‌سایت‌ها، از کم‌بود نظرگاه‌های انتقادی نسبت به آن‌ها خبر می‌دهد. پرسش بالا را می‌توان این‌چنین پاسخ‌داد: تا زمانی که انتقاد از وب‌سایت‌های وطنی باب نشود، مشکلات این وب سایت‌ها نیز پا برجا خواهد ماند. جامعه‌ای از وب را در نظر بگیرید که در آن وب‌سایت‌های جدید، برای زمانی کوتاه (مثلا چند ماه) به صورت آزمایشی منتشر می‌شوند و در طول مدت آزمایشی بودن‌شان، بلاگرها و مقاله‌نویسان وب، به بیان انتقاد و پیشنهاد درمورد آن‌ها می‌پردازند. با اطمینان چنین جامعه‌ی مفروضی، آرمانی خواهد بود، زیرا که مشکلات احتمالی آن سایت‌ها از دید متخصصان فنی و محتوایی وب برطرف شده‌اند.

برای شروع نقد، به یک الگو یا خط فکری نیاز داریم تا نقد را از آن خط فکری شروع‌کنیم. در مقوله‌های مختلف، نقد را از چند بعد متفاوت بررسی می‌کنند. پیشنهاد من برای وب فارسی، نقد دو بعدی است؛ یعنی دسته‌بندی کلی نقد به دو بعد اصلی: نخست- بعد قالب، سپس- بعد محتوا. می‌توان این دو دسته را به دو گروه مختلف سپرد تا آن‌ها با توجه به تخصص‌شان، نقد بنویسند. اگر بخواهم این دو بعد اصلی را بیشتر بازکنم، باید با یک مثال شروع‌کنم. شما مقوله‌ی فیلم‌سازی را در نظر بگیرید؛ منتقدان “قالب”، در مورد نحوه‌ی تصویربرداری، صدابرداری، صحنه‌آرایی، نورپردازی، محیط فیلم، بازی‌گردانی و خیلی موارد دیگر از همین قبیل ابراز عقیده می‌کنند. برای مثال می‌گویند که بازی‌گردانی فیلم بسیار ضعیف بوده اما تصویربرداری آن، تحسین‌برانگیز است. چنین نقد کوتاهی را در بعد قالب جای می‌دهیم؛ یعنی نقدی که قالب را با معیارهای استاندارد می‌سنجد. در نقطه‌ی مقابل، محتوای فیلم، داستان فیلم، فیلم‌نامه، کارگردانی، موفقیت یا عدم موفقیت در برقراری ارتباط با مخاطب و خیلی چیزهای دیگر را در بعد “محتوا” قرار می‌دهیم.

نمونه‌ی بالا، مثال ساده‌ای از نقد دو بعدی بود. حال اگر بخواهیم چنین نقدی را برای وب فارسی تعمیم بدهیم، باید درمورد یک وب‌سایت فارسی، ظاهر وب‌سایت، زبان برنامه‌نویسی استفاده‌شده، فناوری‌های به کار رفته، قالب‌بندی، رنگ‌بندی متناسب با موضوع، رعایت استانداردهای W3 و همه‌ی مواردی را که می‌توان به عنوان پایه و قالب وب‌سایت مورد بررسی قرار داد، در بعد قالب بگذاریم و از کسانی که توسعه‌دهنده‌ی وب هستند و با اصول طراحی و به کارگیری فناوری‌های به روز وب آشنا هستند، بخواهیم به انتقاد از یک وب‌سایت بپردازند. باز هم در طرف مقابل بایستی، محتوای وب‌سایت، موضوع، دسته‌بندی، رعایت اصول ویرایشی در نوشتن، ساختار نوشته‌های نویسنده و خیلی موارد دیگر را تحت عنوان محتوا، مورد نقد قرار دهیم.

این دو بعد، هسته و ساختار نقد ما را تشکیل خواهند داد. در این‌میان، می‌توان به حاشیه‌های مفید اشاره‌کرد و به عنوان مثال از نکته‌های مثبت و منفی وب‌سایت مورد بررسی، یاد کرد و یا از تیم توسعه‌دهنده‌ی آن سایت، درخواست‌کرد که نقد را مورد بررسی قرار دهند و در سایت‌شان تجدید نظر کنند. در مقاله‌ی انتقادی می‌توان پرسش‌هایی را بدون پاسخ مطرح کرد که نوعی گوش‌زد به مدیر سایت مورد بررسی است؛ آن مدیر می‌تواند به پرسش‌ها پاسخ‌دهد و یا با آوردن دلایلی، خود را تبرعه کند.

رعایت احترام در تمام مراحل فرآیند انتقاد، سفارش می‌شود و همچنین بهتر است برای یکنواخت بودن نقد، هر کس متناسب با تخصص خود به نوشتن بپردازد؛ یعنی توسعه‌دهنده‌ی وب، نقدی در بعد قالب بنویسد و به عنوان مثال یک ویراستار، به نقد محتوایی بپردازد. ادبیات انتقادی می‌تواند محاوره هم باشد که این شیوه، از طنز هم می‌تواند بهره بگیرد. بررسی و انتقاد تنها برای وب‌سایت‌ها نیست؛ منتقدان می‌توانند بررسی وبلاگ‌ها و حتی مجله‌های اینترنتی را هم در برنامه‌ی خود قرار دهند.

در مجموع وبی که با نظارت همگانی جلو برود و در مدیریت، از دیدگاه کاربرانش هم بهره ببرد، بدون شک موفق خواهد شد و راه درستی را خواهد رفت. اگر نقدنویسی در وب فارسی باب شود، وبی سالم‌تر، پر محتواتر و کاربرپسندتری خواهیم داشت. در پایان از وب‌نویسان متخصص دعوت می‌کنم از این پس، به نقدنویسی توجه بیشتری کنند.

 

بچه های قلم ...

 

از راه‌بر آموختم:
فتنه را باید شناخت؛
فتنه را باید شناساند؛
فتنه‌های جدید را با ابزار جدید بشناس و بشناسان؛
چشم فتنه را باید کور کرد؛
مهم نیست که نوع فتنه چیست و فتنه‌گر کیست؛
هر که هست و در هر لباسی که فتنه به پا می‌کند، باید رسوایش کرد.

 

 

*خوبان امت من*

 

 

*خوبان امت من*

پيامبر گرامي مي فرمايد: ‹ بهترين افراد امت من، همان هايي هستند كه در صدر اسلام بودند و آن هايي كه در آخر زمان هستند.›

در صدر اسلام و در بدر ظهور فرامين الهي،مسلمانان واقعي آنهايي بودند كه در بدترين و سخت ترين شرايط، ايمان خود را حفظ كردند و در سختي هاي روزگار، استقامت كردند و همچنين آن عده مسلمانان با ايمان در آخر الزمان نيز كه در بدترين شرايط، ايمان خود را حفظ مي كنند و در سختي ها و ناملايمات استقامت مي كنند. پيامبر آن ها را بهترين هاي امت خود معرفي مي نمايد.

 

ضرورت شناخت امام زمان

 

ضرورت شناخت امام زمان 

 

رسول اعظم (ص) می فرمایند: مَن ماتَ و لَم یَعرُف امامَ زَمانَهُ، ماتَ میتهً جاهلیه.

 یهنی هرکس بمیرد در حالی که امام زمان خود را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است.

اگر گفتید چـــــرا؟! به چند دلیل:

1. چون که تا انسان شناخت درستی از امام زمان (ع)  خود نداشته باشد نمی تواند وی را الگوی و آینه خود قرار دهد و از او تبعیت کند.

2. چون شناخت امام زمان اساس انتظار است. زیرا بدون شناخت، در واقع شما نمی دانید که منتظر چه کسی هستید. این حالت کمی خنده دار است، آیا شما منتظر کسی هستید که فقط نامش م ح م د و لقبش مهدی است. خیر شما منتظر کسی هستید که شما را از مخمصه آخرالزمان و ظلم و فساد و جور آن نجات می دهد. شما منتظر نواده محمد (ص) هستید تا انقلابی جدید به پا کند، انقلابی پایدار. پس برای رسیدن به این هدف بزرگ و الهی باید او و هدفش را بشناسیم و برای رسیدن به این هدف او را یاری کنید. (یاری به امام زمان)

3. شناخت ظاهر و صورت امام زمان نیز بسیار مهم است زیرا با شناخت صفات ظاهری ایشان دیگر گول مهدی های قلابی و مدعیان دروغین را نخواهید خورد. همانطور که چند سال پیش نیز شخصی خود را امام زمان معرفی کرد اما به محض آنکه غربی ها آنرا دیدند قلابی و توزرد بودن آنرا تشخیص دادند. ( سازمان CIA درباره امام زمان پرونده ای کامل تشکیل داده اند و تنها اطلاعاتی که کم دارند، خانه و تاریخ ظهور ایشان است. تابه قول خودشان انقلاب تروریستی ایشان را در نطفه خفه کنند. اما زهی ... .)

4. چون با وجود اهل بیت است که خداوند شناخته می شود و پرستیده می شود و بدون آنها خداوند پرستیده نمی شد زیرا همه گمراه می شدند، همانطور که امام صادق (ع) چنین می فرمایند. پس باید آنها را شناخت تا خدا را شناخت.

5. چون انتظار صاحب الامر بهترین عبادت است و از طرفی انتظار بدون شناخت اصلاً مفهومی ندارد.

شناخت امام زمان فظائل و مزایای بسیار زیادی دارد از جمله اینکه:

امام محمد باقر (ع) می فرمایند: «از میان شما هرکس که این امر(امام زمان) را بشناسد و در انتظار آن باشد به منزله جهاد در راه خداست.»

در کتاب مکیال المکارم نیز آمده: امام باقر (ع) می فرمایند: «هرکس در حالی که امامی نداشته باشد بمیرد مثل مردن جاهلیت است و هرکس امامش را بشناسد و بمیرد از بابت عدم ظهور وی هیچ ضرری به ایشان نمی رسد [زیرا] مانند کسی است که در خیمه قائم با آن حضرت باشد.»

امام علی (ع) می فرمایند: «ائمه دین از طرف خداوند تدبیر کنندگان امور مردم و کارگذاران آگاه بندگان اند. کسی به بهشت نمی رود جز آنکس که آنها را  شناخته باشد و کسی در جهنم سرنگون نمی شود جز  آنکس که منکر آنان شود و امام دین هم وی را نپذیرند.»

امام باقر (ع) می فرمایند: «راه رضایت خداوند اطاعت از امام است بعد از شناخت او.» پس باید امام زمان خود را شناخت و براساس شناخت خود از وی پیروی کنیم، و حقی که نسبت به ایشان دارم را اداء کنیم تا انشاء الله به زودی از یاران با وفای ایشان خواهیم بود.

امام حسن عسکری (ع) د رمعرفی فرزندش امام زمان (ع) می فرمایند: فرزندم امام و حجت الله پس از من است هرکس بمیرد و او را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده.

امام موسی کاظم نیز می فرمایند: هرکه امام زمانش را به شخص و صفاتش نشناسد به جمع کتاب های خداوند کافر است.

در این زمینه احادیث زیادی وجود دارد که من برای اختصار فقط به برخی از آنها اشاره کردم. حال برای اینکه بدانیم واقعاً امام زمان (ع) کیست اینجا را کلیک کلیک یا اگر می خواهید با چهره و صفات ظاهری ایشان آشنا شوید اینجا را کلیک کنید.

 

جمله ی زیبا واسه اینکه رو معنیش فکر کنید ...

 

 

اگر روزی عقل را بخرند و بفروشند

ما همه به خیال اینکه زیادی داریم فروشنده خواهیم بود . . .


در مسابقه زندگی گل زدن هنر نیست ، گل شدن هنر است .


شريف ترين دلها دلي است كه انديشه ي آزار كسان درآن نباشد. 
زرتشت


چه مردمان پستی هستند کسانی که به خاطر جلب توجه دیگران

خود را هم عقیده و هم فکر آنها نشان میدهند . . .


ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم
نه به هر قیمتی زندگی کنیم


تاریخ انقضای خنده روی صورت هیچکس حک نمی شود

 

فکر کن ... عقل کوچیک خودت و به کار بندار

 

 

انسان بودن يعني اين که وقتي با

 

کسي مشتاقانه کوهي رو بالا رفتي

 

 اما رو قله حس کردي که ازش بي

 

 نياز شدي يادت نره که اون پايين

 

چقدر بهش نياز داشتي

الهی

 

 

الهی


           در بسته نیست
           ما دست و پا بسته ایم . . .

 

 

با سلام و خسته نباشید خدمت بازدید کننده های سایت سرباز زمان :

با عرض پوزش و معذرت رفته بودم دیدن مامانم . ببخشید که نتونستم واستون مطلب بزارم سعی میکنم جبران کنم . اما فعلا نه . بازم شرمنده .

                                                                     مدیریت سایت سرباز زمان

                                                                                                       زهرا

                                                                                                         امضاء

 

خواص میوه ها و غذا ها

 

                

                   خواص میوه ها و غذا ها

شیر

۱. امام على (ع): نوشیدن شیر، درمان هر دردى به جز مرگ است .(۲۵۸)


۲. امام صادق (ع): شیر بخور که هم موجب رویش گوشت در بدن مى شود و هم استخوان را محکم مى کند.(۲۵۹)


۳. امام صادق (ع): براى گلودرد، چیزى همانند نوشیدن شیر، مفید نیست .(۲۶۰)


۴. پیامبر (ص): خداوند براى هر دردى که فرستاده ، درمانى قرار داده است و در شیر گاو، درمان همه ى دردها است .(۲۶۱)


۵. شیر گاو بخورید که درمان هر دردى است ؛ چرا که گاو، هر نوع گیاهى را مى خورد.(۲۶۲)


۶. امام على (ع): شیر گاو، دارو است .(۲۶۳)


۷. ابوالبلاد مى گوید: در نزد امام باقر، از ناراحتى معده ام شکوه کردم . فرمود: ((چرا شیر

گاو نمى نوشى . آیا تا کنون شیر گاو نوشیده اى )). گفتم : ((آرى ؛ بارها نوشیده ام )). فرمود:

 ((به نظرت شیر گاو چطور است ؟)). گفتم : ((به نظر من ، معده را شست و شو مى دهد؛

موجب مى شود که اطراف کلیه را پیه بپوشاند و اشتها را زیاد مى کند)). امام فرمود: ((اگر

فصلش بود، با هم به بندرگاه یَنبُع مى رفتیم تا شیر گاو بخوریم )).(۲۶۴)


۸. پیامبر (ص): شیر شتر، درمان بیمارى ذَرِب (۲۶۵) است .(۲۶۶)


۹. یحیى بن عبدالله مى گوید: نزد امام صادق بودم که چند پیاله برایمان آوردند. حضرت

 فرمود: ((این سر شیر الاغ است که آن را براى یکى از بیمارانمان گرفته ایم . هر کس مى

خواهد، بخورد)).(۲۶۷)


۱۰. هر کس که آب کمرش دگرگون شده است و نطفه اش منعقد نمى شود شیر و عسل

برایش مفید است .(۲۶۸)


۱۱. امام کاظم (ع): هر کسى مى خواهد ماست بخورد و از خوردن ماست ، ضررى به او

نرسد، پس از آن سیاهدانه بخورد.

 

ادامه نوشته

صلواتیکه تا یک هفته ملائکه برایش صلوات فرستند . . .

 

  صلواتیکه تا یک هفته ملائکه برایش صلوات فرستند . . .

در کاب جمال الاسبوع از امام جعفر صادق(ع) منقول است : هر کس بعد از نماز عصر روز جمعه ده مرتبه بگوید:


اَللهمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ الْأوْصِیاءِ الْمَرْضییّنَ

بِأَفْضَلِ  

صَلَواتِکَ وَ

 بارِکْ عَلَیْهِمْ

 بِأَفْضَلِ

بَرَکاتِکَ

 وَ

عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ وَ

عَلی اَرْواحِهِمْ

وَ أَجْسادِهِمْ وَ

رَحْمَهُ الله وَ بَرَکاتُهُ


ملائکه برای آن شخص از این جمعه تا جمعه دیگر در همین ساعت صلوات می‌فرستد.

 

دعاهایی که با ربنا شروع میشوند . . .

 

دعاهایی که با  َربََّنا  شروع میشوند ...

۱- َربََّنا اتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ فِی‌الاخِرَهِ حَسَنَهً وَ قِنا عَذابَ النّار.۲۰۱/۲

 
پروردگارا در دنیا و آخرت به ما نیکی و احسان فرما و ما را از عذاب آتش دوزخ مصون بدار.


۲ـ رَبَّنا اتِنا فِی الدُّنْیا وَ مالَهُ فِی‌الاخِرَهِ منْ خَلاقٍ. ۲۰۰/۲


پرودگارا  در دنیا رحمت و نعمت به ما عنایت کن هر که از رحمت تو محروم شد در آخرت بهره ندارد.


۳ـ رَبَّنا اتِنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً وَهَیَّیْ لَنا مِنْ اَمْرِنا رَشَدًا.۱۰/۱۸


پروردگارا ما، از جانب خود بر ما رحمتی فرست و برای رشد عقلی ما وسایل هدایت و ارشاد آمده فرما.


۴ـ
رَبَّنا اتِهِمْ ضِعْفَینِ مِنَ الْعَذابِ وَ الْعَنْهُمْ لَعْناً کَبیراً.۶۹/۳۳


پروردگار ما آنها که ما را گمراه نمودند عذاب آنها را دو چندان کن و از نعمتهای خود محروم ابدی فرما.


۵ـ
رَبَّنا امَنّا بِما اَنْزَلَْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاکْتُبنا مَعَ الشّاهِدینَ.۵۳/۳


پروردگار ما، ما به تو و آنچه بر پیغمبرت فرستادی ایمان آوردیم و از رسول تو پیروی کردیم نام ما را از شهادت دهندگان به توحید و نبوت قرار ده.


۶ـ رَبَّنا امَنّا فَاغْفِرْلَنا وَ ارْحَمْنا وَ اَنْتَخَیْرُ الرّاحِمینَ.۱۰۹/۲۳


پروردگار ما، ما به تو ایمان آوردیم ما را ببخش و بیامرز و به ما رحم کن که تو بهترین بخشندگانی.


۷ـ رَبَّنا امَنّا فَاکْتُبْنا مَعَ الشّاهِدینَ.۸۳/۵


پروردگار ما، ما به تو ایمان آوردیم ما را در زمره گواهان توحید و موحدین قرار ده.


۸ـ رَبَّنا اَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً اِنّا مُوقِنُونَ.۱۲/۳۲


پروردگار ما آنچه به ما وعده فرموده بودی و دیدیم و شنیدیم  ما را به دنیا برگردان تا عمل صالح کنیم که ما به حشر و نشر و کتاب و معاد یقین پیدا کرده‌ایم.


۹ـ
رَبَّنا اَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْلَنا اِنَّکَ عَلی کُلَّ شَیْءٍ قَدیرُ.۸/۶۶


پروردگار تور علم و ایمان را برای ما تمام گردان و ما را بیامرز که تو بر هر چیز قادر و توانایی.


۱۰ـ رَبَّنا اَخْرِجْنا مِنْها فَانِ عُدْنا فَاِنّا ظالِمُونَ.۱۰۸/۲۳


پروردگارا ما را از جهنم بیرون ببر که اگر ما دوباره عصیان کنیم ستمکاریم.


۱۱ـ رَبَّنا اَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَیْرَ الَّذی کُنّا نَعْمَلُ.۳۷/۳۵


پروردگارا  ما را از این آتش بیرون کن تا به پیروی پیغمبرت عمل صالح کنیم غیر از آنچه می‌کردیم.


۱۲ـ رَبنَّا اَخَّرْنا اِلی اَجَلً قَریبٍ نُجِبْ دَعْوَتَکَ وَ نتَبَِّعِ الرُّسُلَ.۴۴/۱۴


پروردگاراما، عذاب را برای ما به تاخیر انداز و مهلت موتاهی ده تا آنچه فوت شده جبران کنیم ما دعوت تو را اطا عت کنیم و پیغمبر تو را پیروی نماییم.


۱۳ـ رَبَّنا اَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَهِ الظّالِمِ اَهْلُها وَ اَجْعَلْ َلنا مِْن لَدُنْکَ وَلِیّاً وَ اجْعَلْْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصیراً.۷۵/۴


پروردگارا ما را از دست ستمکاران مکه نجات ده و راه فرج و نجاتی به ما بنما و یار و مددکاری برای ما بفرست که از جانب تو یاور باشد.


۱۴ـ رَبَّنا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنا بِبِعْضٍ وَ بَلَغْنا اَجَلَنَا.۱۲۸/۶


پروردگارا بعضی از ما از بعض دیگر بهره‌مند شدیک و رسیدیم به آنچه مقرر فرموده‌ای.


۱۵ـ
رَبَّنا اصْرِفْ عَنّا عَذابَ جَهَنَّمَ اِنَّ عَذابَها کانَ غَزاماً.۶۵/۲۵


پروردگارا بگردان از ما عذاب جهنم را که آن عذاب برای همیشه هلاک کننده است.


۱۶ـ رَبَّنا اطْمِسْ عَلی اَمْوالِِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلی قُلُوبِهِمْ فَلایُوْمِنُوا حَتّی یَرَوُا الْعَذابَ اْلاَلیمَ.  ۸۸/۱۰


پروردگارا اموال آنها را نابود ساز و دلهای آنها را قسی و سخت گردان که ایمان نمی‌آورند. جز دیدن عذاب سخت.


۱۷ـ
رَبَّنا اغْفِرلَنا ذُنُوبَنا وَ اِسْرافَنا فی اَمِرْنا وَثَبَّتْ اَقدامَنا وَ اَنْصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرینَ. ۱۴۷/۳


پروردگار ما گناهان ما را بیامرز و لغزش و اسراف ما را ببخش و قدمهای ما را در راه انجام وظیفه ثابت بدار و بر کفار نصرت و پیروزی بخش.


۱۸ـ
رَبَّنا اغْفِرلَنا وَ ِلاخواِننَا الُّذینَ سَبَقُونا بِالاْیمانِ وَ لا تَجْعَلْ فی قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذینَ امَنُوا. ۱۰/۵۹


پروردگار ما بیامرز ما را و برادران ما را که ایمان بر ما سبقت گرفتند خدایا در دلهای ما برای گرویدگان به تو کینه و کدورتی قرار مده که تو مهربانی .


۱۹ـ رَبَّنا اِنَّکَ رَوُفُ رَحیمَ.۱۰/۵۹


پروردگار ما تو به تحقیق رئوف و مهربانی.


۲۰ـ رَبَّنا اغِْفرْلی وَلِوالِدَیَّ وَ لِلْموْمِنینَ یَوْمَ یَقَومُ الْحِسابُ  .۴۱/۱۴


پروردگار ما مرا و پدر و مادر مرا و همچنین مومنین را در روز حساب بیامرز.


۲۱ـ رَبّنا افْتَحْ بیننا وَ بَیْنَ قَوْمِنا بِالْحَقَّ وَ اَنْتَ خَیْرُ الْفاتِحینَ.۸۹/۷


پروردگار نو دری از رحمت به سوی ما و قوم ما بگشا که راه تو راه حق است و تو بهترین گشاینده ای.


۲۲ـ رَبَّنا اَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَ ثَبَّتْ اَقدامَنا وَ اَنْصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرینَ.


پروردگار ما به ما صبر و شکیبایی عنایت کن و در عبادت ثابت قدم و بر کفار پیروزی بخش.


۲۳ـ
رَبّنَا اَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَ تَوَفَّنا مُسْلِمینَ.۱۲۶/۷


پروردگار ما به ما تحمل و بردباری عنایت فرما و ما را جزو تسلیم شدگان پیغمبرت بمیران.


۲۴ـ
رَبَّنا اکْشِفْ عَنَّا الْعَذابَ اِنّا مُومِنُونَ.۱۲/۴۴


پروردگار ما عذاب را از دور بگردان و برطرف ساز که ما گرویدگان به تو هستیم.


۲۵ـ
رَبَّنا اَنْزِلْ عَلَیْنا مائِدَهً مِنَ السَّماِء تَکُونُ لَنا عیداً لاَِوَّلِنا وَ اخِرِنا.۱۱۴/۵


پروردگار ما از آسمان برای ما مائده و غذایی فرست که بر ما و آیندگان «روز عید» باشد.


۲۶ـ
رَبَّنا اِنَّکَ تَعْلَمُ ما نَخْفی وَ ما نُعْلِنُ وَ ما یَخْفی عَلَی اللِّه مِنْ شَیءٍ فِی اْلاَرْضِ وَ لافِی السَّماِء.۳۸/۱۴


پروردگارا تو می‌دانی آنچه و پنهان و آشکار عمل کنیم بر خداوند در آسمان و زمین هیچ کار و هیچ چیز پوشیده نیست.


۲۷ـ
رَبَّنا اِنَّکَ جامِعُ النّاسِ لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فیِه اِنَّ اللهَ لایُخْلِفُ الْمیعادَ.۹/۳


پروردگارا تو هستی که روز قیامت روزی که در آن شک نیست اجزاء و اجساد و ابدان همه بندگانت را جمع و حشر می‌کتی  محققاً خداوند وعده خود را خلاف نمی‌کند.


۲۸ـ
رَبَّنا اِنَّکَ اَنْتَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ.۵/۶۰


پروردگار ما به‌ حقیقت تو عزیز و حکیمی و غالب و مصلحت دانی.


۲۹ـ
رَبَّنا اِنَکَ اَتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَهُ زَینَهً وَ اَمْولاًفِی الْحَیوهِ الدُّنْیا.۸۸/۱۰


پروردگار ما تو فرعون و اشراف ملت او را به مال دنیا و تحمل نیرو داده‌ای تو خود می توانی گرفت آنچه به آنها داده‌ای.


۳۰ـ رَبَّنا اِنَّکَ مَنْ تُدْخِلِ النّارَ فَقَدْ اَخْزَیْتَهُ وَ ما لِلظالِمینَ مِنْ اَنْصاٍر.۱۹۲/۳


پروردگارا تو هستی که از روی عدالت هر که مستحق عذاب شد به آتش می‌فرستی و خوار ذلیل می سازی و برای ستمکاران یارو یاور نیست.


۳۱ـ رَبُّنا اِنَّنا امَنّا فَاغْفِرْلَنا ذُنُوبَنا وَ قِنا عَذابَ النّارِ.۱۶/۳


پروردگار ما ما به تو ایمان آورده‌ایم پس گناهان ما را بیامرز و ما را عذاب جهنم مصون بدار.


۳۲ـ
رَبَّنا اِنَّنا سمَِعْنا مُنادِیاً یُنادی لِلاْیمانِ اَنْ امِنُوا بِرَبَّکُمْ فَامَنّا.۱۹۳/۳


پروردگار  ما ندای منادی تو را که مردم را دعوت می‌کرد که به خدای یگانه ایمان آورید، شنیدیم و ایمان آوردیم که تو خدای واحدی.


۳۳ـ رَبَّنا اَنَّنا نَخافُ اَنْ یَفْرُطَ عَلَیْنا اَوْ اَنْ یَعطْغی.۴۵/۲۰


پروردگار ما می‌ترسیم فرعون بر ما چیره وغالب شود یا طغیان نماید.


۳۴ـ رَبَّنا اِنّی اَسْکَنْتُ مِنْ ذُرَّیَّتی بِوادٍ غَیْرِ ذی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمَ.۳۷/۱۴


پروردگار ما من زن و فرزندم اسماعیل را در ودای بی آب و علف کنار خانه محترم امن تو سکنی دادم تو آنها را حفظ فرما.


۳۵ـ
رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنّا اِنَّکَ اَنْتَ السَّمیعُ الْعَلیمُ . ۱۲۷/۲


پروردگار ما ساختمان کعبه را که خانه امن توست از ما قبول فرما که تو شنونده و دانایی.


۳۶ـ
رَبَّنا ظَلَمْنا اَنْفُسَنا وَ اِنْ لَمْ تَغْفِرْلَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرینَ.۲۲/۷


پروردگار ما ما بر نفوس خود ستم کردیم و اگر تو ما را نیامرزی و به رحم نکنی از زیانکاران خواهیم بود.


۳۷ـ
رَبَّنا عَلَیْکَ تَوکَّلْنا وَ اِلَیْکَ اَنَبْنا وَ اِلَیْکَ الْمَصیُر.۴/۶


پروردگار ما در هر کار به تو توکل می‌کنم و از تو استعانت می‌جوییم که بازگشت همه ما به سوی توست.


۳۸ـ
رَبَّنا فَاغْفِرْلَنا ذُنُوبَنا وَ کَفَّرْ عَنّا سَیّئاتِنا وَ توَفَّنا مَعَ الاْبْرارِ.۱۹۳/۳


پروردگار ما گناهان ما را بیامرز و از بدیهای ما در گذر و بپوشان  و ما را با نیکوکاران قرار ده.


۳۹ـ
رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَهً لِلَّذینَ کَفروا وَ اغْفِرْلَنا.۴/۶۰


پروردگار ما، ما را برای آنها کافر شدند سبب آزمایش قرار مده و ما را بیامرز.


۴۰ـ رَبَّنا لاتُزِغْ قُلُوبَنا بَعَد اِذْهَدَیْتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً. ۸/۳


پروردگار ما دلهای ما را پس از روشن گردانیدن به نور ایمان و حق هدایت دیگر تیره مگردان و از جانب خودت رحمت فرما که تو بخشاینده‌ای.


۴۱ـ
َربَّنا لِیُقیمُوا الصَّلوهَ فَاجْعَلْ اَفْئِدَهً مِنَ النّاسِ تَهْوی اِلَیْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ االثَّمَراتِ  لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ.۳۷/۱۴


پروردگار ما من  اسماعیل را در کنار خانه امن تو سکنی دادم، تا نماز را بر پا دارند. بارالها! دلهای مردم را مایل و راغب به مکه گردان و این سرزمین را پر برکت قرار ده تا مردم به سوی کعبه آیند و از برکات و رزق و روزی مادی و معنوی آن بهره‌مند گردند باشد که سپاسگزار شوند.


۴۲ـ رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَهً لِلقَوْمِ الظّالِمینَ.۸۵/۱۰


پروردگارا ما را سبب آزمایش  برای اقوام ستمکار قرار مده.


۴۳ـ
رَبَّنا لاتَجْعَلَنا مَعَ الَْقَوْمِ الظَّالِمینَ.۴۷/۷


پروردگار ما، ما را با مردم ستمکار و متعددی محشور مفرما.


۴۴ـ رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَهً لِلَّذینَ کَفَروا وَ اغْفِرْلَنا رَبَّنا ِانَّکَ اَنَْتَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ.۶/۶۰


پروردگارا ما فتنه و امتحان برای آنان که کافر شده‌اند قرار مده و ما را بیامرز. پروردگارا محققاً تو عزیز و حکیمی.


۴۵ـ
رَبَّنا لاتُواخِذْنا اِنْ نَسَّینا اَوْ اَخْطَانا.۲۸۶/۲


پروردگارا ما را نسیان و غفلت و خطا و فراموشی مگیر و هشیار و بیدارمان دار.


۴۶ـ
رَبَّنا لِمَ کَتَبْتَ عَلَیْنَا الْقِتالَ لَولا أخَّرْتَنا اِلی اَجَلٍ قَریبٍ.۷۷/۴


«کفار گفتند» پروردگارا چرا بر ما جنگ واجب کردی و نگذاشتی به اجل خود بمیریم (بگو پیکار چیزی به کسی نمی‌دهد).


۴۷ـ
رَبَّنا لَوْلا اَرْسَلْتَ اِلَیْنا رَسُولاً فَنَتَّبِعَ ایاتِکَ وَ تَکُنونَ مِنَ المُُْومِِنینَ.۴۸/۲۸


پروردگارا اگر برای ما پیغمبر و رسولی می‌فرستادی آیات فرمان تو را پیروی می‌کردیم و ایمان می‌آوردیم.


۴۸ـ
رَبَّنا لَوْلا اَرْسَلْتَ اِلَیْنا رَسُولاً فَنَتَّبِعَ ایاتِکَ مِنْ قَبْلِ اَنْ نَذِلَّ وَ نَخْری.۱۳۵/۲۰


پروردگار ما چرا برای ما پیغمبری نفرستادی تا آیات تو را پیروی کنیم و به خواری و خزیان نیفتیم «گفتار کفار است.»


۴۹ـ
رَبَّنا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبیلِکَ.۸۸/۱۰


پروردگارا فرعون و فرعونیان مردم را از راه گمراه کردند.


۵۰ـ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابِ النّارِ.۱۹۱/۳


پروردگارا تو هیچ چیز را باطل نیافریدی تو منزهی پس ما را از عذاب آتش نگاهدار.


۵۱ـ
رَبَّنا وَ ابْعَثْ فیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیِهمْ ایاتِکَ وَ یُعَلَّمُهُمُ الْکِتابِ وَ الْحِکْمَهَ وَیُزَکیهِمْ اِنَّکَ اَنْتَ  الْعَزیزَ الْحَکیمُ.۱۲۹/۲


پروردگارا در ذریه من پیغمبری برگزین و برانگیز که آیات تو را بر آنها بخواند و علم و دانش و کتاب و حکمت به آنها بیاموزد و نفوس آنها را تزکیه و تهذیب نماید. نو محققاً عزیز و حکیم و غالب و مصلحت دانی.


۵۲ـ رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَیْنا اِصْراً کَما حَمَلْتَهُ عَلَی الَّذینَ مِنْ قَبلِنا.۲۸۶/۲


پروردگارا بار گناه را بر ما گران مفرما آنچنان که بر پیشینیان ما نمودی .


۵۳ـ
رَبنا وَاتِنا ما وَعَدْتَنا عَلی رُسُلِکَ وَ لاتُحْزِنا یَوْمَ الْقِیامَهِ اِنَّکَ لاتُخْلِفُ الْمیعادَ.۱۹۴/۳


پروردگارا ما را به صلاح آر، آنچه بر زبان پیغمبرانت از عطا وعده فرمودی به ما هم عنایت کن و روز قیامت ما را خوار و ذلیل و بینوا مفرما محققاً وعده‌های تو خلف نمی‌شود.


۵۴ـ
َرَّبنا وَ اَجْعَلْنا مُسْلِمینَ لَکَ وَ مِنْ ذُرَّیَّتِنا اُمَّهً مُسْلِمَهً لَکَ وَ اَرِنا مَناسِکَنا وَتُبْ عَلَیْنا اِنَّکَ اَنْتَ التَّوابُ الرَّحیمُ.۱۲۸/۲


ابراهیم گفت، پروردگارا دلهای من و فرزندم اسماعیل را تسلیم خودت بگردان که همه دلها به دست توست و از ذریه من امتی مسلمان قرار ده، که تسلیم اراده و رضای تو باشند و مناسک و روش حج خانه خود را به ما بیامرز، و توبه ما را بپذیر که تو بسیار توبه پذیر و بخشنده و مهربانی.


۵۵ـ رَبَّنا وَ اَدْخِلْهَمْ جَنّاتِ عَدْنٍ الَّتی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ ابائِهِمْ وَ اَزْواجِهِم وَ ذُرَّیاتِهِمْ اِنَّک اَنْتَ الْعَزیزِ الْحَکیم.۸/۴۰


فرشتگان گویند: پروردگارا این بندگان پرهیزکار را وارد بهشت عدن خود ساز که به آنها وعده داده‌ای و هر کس از آنها از پدرانشان و ذریه‌شان صالح بودند همه را داخل بهشت فرما تو بر همه چیز غالب و دانایی.


۵۶ـ
َربَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَهً وَ عِلْماً فَاغْفِر لِلَّذینَ تابُوا وَاتَّبَعُو سَبیلَکَ و قِهِمْ عَذابَ الْحَجیمِ.۷/۴۰


پروردگارا تمام موجودات در احاطه علمی و رحمت واسعه تو هستند پس بیامرز آنها که توبه کردند و پیروی پیامبران تو نمودند و به راه تو رفتند و آنها را و آنها را از عذاب جهنم نگاهدار یعنی عذاب جهنم برای آن طبقه مطیع به وقوع نپیوندد و پیش نیاید.


۵۷ـ
رَبَّنا وَلاتَحْمِلْنا ما لاطاقَهَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنّا وَاغْفِْرلَنا وَ ارْحَمْنا اَنّتَ مَوْلینا فَانْصُرْنا عَلَی الْقَومِ الْکافِرینَ.۲۸/۶


پروردگارا ما طاقت تحمل را نداریم ما را ببخش و عفو کن و بیامرز که تو صاحب اختیار ما هستی خدایا ما را بر کفار پیروزی ده.


۵۸ـ
رَبَّنا وَ تَکُنونَ مِنَ الْموْمِنینَ.۲۸/۶


پروردگارا ما را از گروندگان به توحید و یگانگی تو می‌باشیم.


۵۹ـ
رَبَّنا یَعْلَمُ اِنّا اِلَیْکُمْ لمَرُْسَلُونَ.۱۷/۳۶


پروردگار ما بهتر می‌داند که ما را رسالت به سوی شما فرستاده تا راه توحید را به شما فرستاده تا راه توحید را به شما بنماییم.


۶۰ـ
رَبَّنا رَبُّ السَّمواتِ وَالاَرْضِ لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ اِلهاً.۱۴/۱۸


پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمین است، هرگز ما معبودی غیر از او نمی‌گیریم.


۶۱ـ رَبَّنا هوُلاءِ شُرَکاونا الَّذینَ کُنّا نَدْعوا مِنْ دُونِکَ.۸۶/۱۶


پروردگارا این گروهند شریکان ما که ما را دعوت می‌کردند غیر از تو پرستش کنیم.


۶۲ـ رَبُّنا الَّذی اَعطی کُلَّ شَیءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی.۵۱/۲۰


پروردگار ما، کسی است که همه موجودات را آفریده و هدایت به کمال فرمود.


۶۳ـ
رَبَّنا باعِدْ بَیْنَ اَسْفارِنا وَ ظَلَمُوا اَنْفُسَهُمْ.۱۹/۳۴


« مردم توانگر یمن به درویشان حسد بردند و گفتند:» پروردگارا بین شهرهای یمن تا شام را سرزمین خشک قرار ده تا درویشان نتوانند بدون زاد و راحله سفر کنند. آن مردم بدین دعا به خود ستم کردند.


۶۴ـ
رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَیْنا شِقْوَتُنا وَکُنّا قَوْماً ضالّینَ.۱۰۷/۲۳


پروردگارا شقاوت بر ما غلبه یافت و گرماهی گریبان ما را گرفت و ما به خود ستم کردیم.


۶۵ـ
رَبَّنا هوُلاءِ اَضَلُّونا فَاتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النّارِ.۳۸/۷


پروردگارا این بت‌ها و بت‌پرستان  ما را گمراه نمودند عذاب آتش آنها را دور چندان کن.


۶۶ـ
رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ اَزواجِنا وَ ذُرَّیاتِنا قُرَّهَ اَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلمُتَّقینَ اماما.۴۷/۲۵


پروردگارا زنان و فرزندانی به ما عنایت فرما که اسباب روسفیدی و چشم روشنی ما بشوند. خدایا ما را پرهیزکار و پیشوایان پارسا قرار ده، یا برای ما پیشوایان پرهیزکاری بگمار.


۶۷ـ
رَبَّنا هَوُلاء الَّذینَ اَغْوَیناهُمْ کَما غَوَیْنا تَبَّرأنا اِلَیْکَ ما کانُوا اِیّانا یَعْبُدُونَ.۶۳/۲۸


پروردگارا کسانی که ما را گمراه نمودند تو گمراهشان کن آن چنان که ما را گمراه نمودند، بتها می‌گویند ما هم از آنها بیزاریم و هرگز ما را عبادت نکردند بلکه خود را عبادت کردند و پرستیدند.

 

 

اثبات وجود حضرت حجت (ع)

 

 

مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی(ره) از آیات و مراجعی بود که بی واسطه به فیض ملاقات حضرت مهدی، صاحب الزمان ارواحنا له الفداه مشرف شده بود. یکی از آن موارد، قضیه شگرفی است که مرحوم شیخ محمد شریف رازی در جلد اول کتاب گنجینه دانشمندان نقل کرده است.
او می نویسد:
علامه حاج سید محمد حسن میرجهانی طباطبایی، صاحب تألیفات مفید که از خواص اصحاب ایشان بودند حکایت کرده اند که:
« یکی از علمای زیدیه به نام سید بحرالعلوم یمنی وجود حضرت ولی عصر علیه السلام را انکار می کرد و با علما و مراجع شیعه آن روز مکاتبه کرده و برای اثبات وجود و حیات آن حضرت برهان می خواست و آقایان از کتب اخبار و تواریخ عامه و خاصه اقامه دلیل می کردند؛ ولی وی قانع نمی شد و می گفت: من هم این کتب را دیده ام.

تا اینکه برای مرحوم آیت الله اصفهانی نامه نوشت و جواب قاطعی خواست. سید در جواب مرقوم فرمود: جواب شما را باید مشافهتاً بدهم، شما طی سفری به نجف مشرف شوید.
آن سید یمنی با فرزندش سید ابراهیم و چند تن از مریدان خاصش، به نجف اشرف مشرف و همه علما از جمله مرحوم آیت الله اصفهانی از وی دیدن کردند. سید یمنی عرض کردند من روی دعوت شما، به این مسافرت آمدم، جوابی که وعده فرمودید بدهید. ایشان فرمودند: شب بعد به منزل من بیایید.

شب بعد به منزل آسید ابوالحسن آمدند و پس از صرف شام و رفتن اکثر میهمانها و گذشتن نیمی از شب، نوکر خود، مشهدی حسین چراغدار را طلبیده و فرمودند: به سید یمنی و فرزندش بگویید بیایند و ما تا درب منزل رفتیم به ما فرمودند: شما نیایید و خود به اتفاق سید و فرزندش رفتند و ما ندانستیم کجا رفتند.
تا روز بعد که سید ابراهیم یمنی، فرزند بحرالعلوم مزبور را ملاقات کردم و از جریان شب پرسیدم. گفت: الحمدلله (بحمدالله) ما مستبصر و اثنی عشری شدیم.

 گفتم: چطور؟ گفت: برای اینکه آقای اصفهانی حضرت ولی عصر امام زمان علیه السلام را به پدرم نشان داد. تفصیل آن را پرسیدم.
 گفت: ما از منزل که بیرون آمدیم نمی دانستیم به کجا می رویم؛ تا اینکه از شهر خارج و وارد وادی السلام شده و در وسط وادی جایی بود که آن را مقام مهدی علیه السلام می گفتند.
چراغ را از مشهدی حسین گرفته و خود به اتفاق پدرم و من وارد آن محیط شدیم. پس آقای اصفهانی خود از چاه آنجا، آب کشیده و وضو تجدید کرد و ما به عمل او می خندیدیم؛ آنگاه وارد مقام شد و چهار رکعت نماز خواند و کلماتی گفت؛ ناگاه دیدیم آن فضا روشن گردید، پس پدرم را طلبید.
وقتی وارد آن مقام شد طولی نکشید که صدای گریه پدرم بلند شد و صیحه ای زد و بیهوش شد؛ نزدیک رفتم دیدم آقای اصفهانی شانه های پدرم را مالش می دهد تا به هوش آمد و وقتی از آنجا برگشتیم پدرم گفت: حضرت ولی عصر حجه بن الحسن العسکری علیه السلام را مشافهتاً زیارت کردم. و با دیدنش مستبصر و شیعه اثنی عشری شدم. »
سید مزبور بعد از چند روز از نجف اشرف به یمن مراجعت نمود و چهار هزار نفر از مریدان یمنی خود را، شیعه اثنی عشری نمود. »

راه توسل به معصومین

 

 

ابوالوفاء شیرازی می گوید:
« در زندان ابوعلی الیاس، با وضع سختی اسیر بودم و برایم معلوم شد که او قصد کشتن مرا دارد؛ لذا شکایت را نزد خداوند تبارک و تعالی بردم و مولای خود ابی محمد علی بن الحسین، زین العابدین علیه السلام را شفیع قرار دادم.

در این بین به خواب رفتم. در عالم رؤیا رسول خدا (ص) را زیارت کردم. حضرت فرمودند:
نه به من و نه به دخترم و نه به دو پسرم ( امام حسن و امام حسین علیهما السلام ) برای مادیات متوسل نشو؛ بلکه برای آخرت و انچه از فضل خدای تعالی امیدواری، به ما متوسل شو.
و اما ابوالحسن (امیرالمؤمنین)، برادرم، او انتقام تو را از کسی که به تو ظلم نموده می گیرد
.

عرض کردم: یا رسول الله، آیا مگر به فاطمه علیها السلام ظلم نکردند؛ ولی ایشان صبر کرد؟ و میراث شما را غصب کردند؛ اما صبر نمود؟ پس چطور انتقام مرا از کسی که ظلم نموده، می گیرد؟
حضرت از روی تعجب نظری به من کردند و فرمودند:
این موضوع عهدی بود که من با او بسته بودم و فرمانی بود که من به او داده بودم و برای او کاری جز بپا داشتن آن پیمان جایز نبود. او هم حق را ادا کرد. و وای بر کسی که متعرض دوستان و شیعیان ما شود. ( زیرا امیرالمؤمنین علیه السلام انتقام او را می گیرد.)
اما علی بن الحسین، برای نجات از سلاطین و شر شیاطین.
و محمد بن علی و جعفر بن محمد، برای آخرت، { به روایتی آنچه از طاعت خداوند و رضوان او بخواهی }
اما موسی بن جعفر، عافیت را به وسیله او بخواه.
و اما علی بن موسی، برای نجات. { به روایتی نازل شدن رزق }
اما علی بن محمد، برای قضای نوافل و نیکی برادران دینی و آنچه از طاعت خداوند عزوجل بخواهی.
و حسن بن علی، برای آخرت.
و اما الحجه، هرگاه شمشیر به محل ذبح تو رسید ـ حضرت با دست به سوی گلوی خود اشاره فرمودند ـ به او استغاثه کن؛ به درستی که او درمی یابد و فریادرس و پناه است برای هر کس که استغاثه کند و بگوید:
« یا مولای یا صاحب الزمان انا مغیث بک. »



همان لحظه دیدم شخصی از آسمان فرود آمد که سوار بر اسب است و در دست خنجری از نور داشت.
عرض کردم: مولای من شر آن که مرا اذیت می کند، رفع کن.
فرمود: کار تو را انجام دادم.
صبح شد، الیاس مرا خواست و گفت: به چه کسی استغاثه کردی؟
گفتم: به آنکسی که فریادرس درماندگان است. »

 

توسل به حضرت و حل مشکل مالی

 

توسل به حضرت و حل مشکل مالی . . .

با سلام با اینکه متن طولانی هست اما میخوام بگم که خیلی جالب هست .

لطفا مطالعه کنید.

مطلبی را که می خوانید مربوط به آقای «حاج رمضانعلی زاغری» ساکن کرج، است که برای جناب آقای حاج «غلام عباس حیدری» نقل کرده و در نزد خود ایشان نوشته و در دسترس قرار داده اند.

 

این داستان از این قرار است که:
« حدود ۲۵ سال قبل، با شخصی به نام محمد کمیلی، در تهران شریک بودم و خانه می ساختیم و می فروختیم.
موقعی بود که چند باب خانه را ساخته و منتظر مشتری بودیم. روزی در حالی که شریکم نبود یک مشتری آمد و یکی از این خانه ها را پسندید و گفت:
« با من حضرت عباسی معامله کن. »
من هم قیمت را پایین آوردم، لکن شریکم نسبت به سهم خودش به این معامله، راضی نشد، من خیلی ناراحت شده و تصمیم گرفتم از او جدا شوم.
همان شب در عالم رویا دیدم که تمام ساختمانهایی که برای فروش آماده کردیم خراب شد و جای آنها بصورت یک گودال بسیار خطرناک درآمد.
صبح که بیدار شدم به همسرم گفتم:
« من خوابی دیده ام که بر بیچارگی و ورشکستگی ما دلالت دارد. »
چند روز بیشتر طول نکشید که دو سه نفر مأمور آگاهی و ساواک سراغ شریکم آمدند، او را گرفتند و بردند و نفهمیدند من شریک او هستم.
تمام ساختمانهای بساز و بفروش ما را تصاحب کردند. معلوم شد بدون اینکه من بدانم شریکم در کار قاچاق دست داشته است. با اینکه بی گناه بودم از ترس اینکه مبادا باعث زحمتم شوند، از منزلی که اجاره نشین بودم، بیرون آمدم و جای دیگری در منزل پیرزنی دو اتاق اجاره کردم و با اهل و عیال خود، آنجا زندگی می کردم.

از طرفی، چکی به مبلغ پانصد هزار تومان دست کسی داشتم که پولش را داده بودم ولی چک نزد او مانده بود و معلوم شد بهائی است و وقتی جریان کار ما را فهمید، گفته بود: « این چک را به اجرا می گذارم. »
خدا می داند که غم و غصه عالم در دلم جا کرده بود و همیشه مهموم و مغموم و گاه بی توجه، شروع به گریه می کردم، انسانی بودم ورشکسته، بیکار و ناراحت!
پیرزن صاحب خانه که وضع مرا دید، به حالم رقت کرد و گفت:
« پسرم! اگر می خواهی از گرفتاری و همّ و غم، نجات پیدا کنی بیا با حاج آقا «کافی» ( که آن زمان زنده بودند) شبهای چهارشنبه به «مسجد جمکران قم» برو و از امام زمان (ارواحنا فداه) بخواه تا مشکلات تو را برطرف نماید. »

تصمیم گرفتم و با هیئت ایشان، به جمکران مشرف شده و چون ماشین سواری داشتم، شبهای چهارشنبه بعد، خودم به قم و مسجد جمکران می رفتم و انجام وظیفه می کردم تا اینکه چهل شب چهارشنبه تمام شد و چون نتیجه ای ندیدم، سخت ناراحت بودم. و با خود می گفتم پس نتیجه چهل شب چهارشنبه مسجد جمکران چیست؟
صبح همان روز هم عریضه ای نوشتم و به چاهی که در آنجا بود انداختم و به «حسین بن روح نایب خاص حضرت» عرض کردم:
« سلام و عریضه مرا به خدمت آقا امام زمان (علیه السلام) برسان. »

از مسجد جمکران بیرون آمدم و به طرف قم روانه شدم، به زیارت قبر حضرت معصومه (سلام الله علیها) رفتم و به تهران برگشتم.
با حالت خسته و غمگین به خانه رفتم. فردای آن روز، بعدازظهر روز پنجشنبه، تصمیم گرفتم به زیارت حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) بروم و در ضمن، مسافر هم سوار کنم که برای عائله ام چیزی تهیه کنم.
از میدان اعدام، صد قدمی دور شدم که یک دفعه چشمم به شخصی کنار خیابان افتاد، به طرف من اشاره کرد و با اشاره او ماشین بدون ترمز ایستاد؛ درب ماشین را باز کرد و وارد ماشین شد.
شخصی بود در سن تقریباً چهل سال و تسبیحی در دست و لباس بلندی پوشیده بود.

فرمود: « کجا می روی؟ »
عرض کردم: « حضرت عبدالعظیم(ع). »
فرمود: « من هم به آن طرف می آیم »
حرکت کردیم، مسافر تازه وارد به من فرمود: « خیلی پریشان و ناراحتی؟ »
گفتم: « ای آقا! گرفتاری و ناراحتی من به اندازه ای است که دیگر از این عالم سیر شده ام. »
فرمود: « در صورتت خواندم. »
گفتم: « گرفتاری من یکی و دو تا نیست، ورشکستگی، طلبکارها، چکهایی، دست افراد دارم که پولش را هم داده ام، اما چکهای خود را نگرفته ام و آنها چکهای مرا به اجرا گذاشته اند و خلاصه مأمورین در تعقیب من هستند و در حالی که گنهکار نیستم، آبرویم دارد می ریزد، نمی دانم چه کنم؟ »

فرمود: « هیچ غصه نخور و ناراحت نباش، تمام کارهایت روبه راه می شود، ان شاء الله. »
ایشان دست به جیب خود نمود، کاغذ تا شده ای بیرون آورده، به من دادند و فرمودند: « این کاغذ را همیشه با خود نگه دار تا موقعی که این کاغذ را داری از هیچکس و هیچ چیز نترس. همین امروز هم می روی پیش آنهایی که خود را طلبکار می دانند و از آنها ترس داری و می خواهند جلبت کنند، می بینی با تو هیچ کاری ندارند، خاطرت جمع باشد. »

کاغذ را گرفتم و در جیبم گذاشتم، مثل اینکه تمام نگرانیهایم از بین رفت و راحت شدم. به خیابان نازی آباد رسیده بودیم که فرمود: « من کاری دارم، باید اینجا پیاده شوم. »
من ماشین را نگه داشتم، باز سفارش کردند که:
« این کاغذ که به تو دادم، در داخل کاغذ، دعا نوشته شده، همینطور که تا کرده ام، بازش مکن و همیشه با خود داشته باش و قدر آن را بدان. »

در همین موقع که پیاده می شدند، چند سکه هم به جای کرایه به من دادند که نگرفتم، خودشان داخل ظرفی که جلوی ماشین قرار داشت و پول داخل آن بود، ریختند و پیاده شدند. به محض پایین رفتن، درب ماشین بسته شد و ایشان را ندیدم. فکر کردم کنار جاده چاه یا گودال بود که او داخل آن افتاده است.
پیاده شده، آمدم دیدم که نه، جاده صاف است ولی از او خبری نیست. به ذهنم رسید که شخص مسافر وجود مقدس امام زمان (ارواحنا فداه) بوده که چهل شب چهارشنبه در مسجد جمکران او را خوانده و عریضه به محضرش نوشتم و تمام مطالب در ذهنم آمد.
همانجا تنها برای گریه کردن نشستم. هیچ عبور و مروری نبود، آن قدر گریه کردم که بیهوش شدم. در حال بیهوشی دیدم، همان آقا بالای سرم آمدند و فرمودند:
« بلند شو، برو! من گفتم گرفتاریهایت تمام شد، بلند شو!»
چشم خود را باز کردم و آن آقا را ندیدم.
از طرفی غمگین بودم که چرا آقا را نشناختم و از طرفی خوشحال که رفع نگرانیهایم شده، از همانجا به خانه برگشتم و جریان را به همسرم گفتم.
دوستی به نام آقای «سید حسن مطهری کیا» داشتم که از جریان وضع من اطلاع داشت، همان ساعت با همسرم نزد او رفته و بعد از گریه زیاد، جریان مسجد جمکران و ملاقات آقا را در ماشین گفتم.
گفت: « همین الان برویم، درب مغازه عباس درخشان که چک پانصد هزار تومانی را نداده و حکم جلب تو را هم گرفته است. »

سه نفری حرکت کرده و رفتیم تا درب دکان او رسیدیم؛ به محض اینکه جلو دکان نامبرده از ماشین پیاده شدیم و او چشمش به ما افتاد، با اینکه بهائی بود، خوشحال و خندان به طرف ما آمد و مرا بغل کرد و بوسید و گفت: « کجا بودی؟ خوب شد آمدی، چهار، پنج ساعت است، مثل اینکه یک نفر مأمور با اسلحه پشت سر من ایستاده و به من می گوید: چرا چک این مرد که پول تو را داده، اجرا گذاشتی و حکم جلب او را گرفتی، از خدا نمی ترسی؟ من منتظر بودم، بیایی و این چک را به شما برگردانم. »

چک را با سه هزار تومان که زیادی به او داده بودم، پس داد و مرا بوسید و عذر خواهی کرد. ما مجدداً شروع به گریه کردیم و او متعجب ماند.
عباس درخشان بهائی گفت: « به جای خوشحالی گریه می کنی؟ »
گفتم: « این گریه خوشحالی است و به خاطر محبتی است که امام زمان(عج) ما نسبت به من داشته و شما که او را نمی شناسید و ارزش او را نمی دانید، ولی ما شیعیان پناه و دادرس داریم  که در موارد گرفتاری، به او توسل پیدا می کنیم. »

تعجب کرد و گفت: « بی جهت نبود که چند ساعت است به من چنین حالتی دست داده و بی اختیار منتظر تو بودم. »
از او جدا شدیم و به سایر بدهکاران مراجعه نمودیم، همانطور که آقا فرموده بودند همه با روی باز از من استقبال کردند و رفع گرفتاریها و نگرانیهایم شد و تا الان که سال ۱۴۱۴ هجری قمری است، به خوبی و آبرومندی و بدون نگرانی زندگی کرده ایم و این از عنایت امام زمان (علیه السلام) و آن نامه ای که حضرت به من داده اند، می باشد.
در پایان لازم است نظر شما را به دو موضوع دیگر در این رابطه جلب کنم:
اول، اثر آن نامه،
دوم، اثری از پولهایی که حضرت به کاسه پول من ریخت.

نامه حضرت
حدود چهار سال قبل بود، سوار اتوبوس شدم و موقع پایین آمدن فراموش کردم کتم را بردارم. به منزل که رسیدم، یادم آمد و خیلی متأثر بودم مخصوصاً برای نامه ای که حضرت به من داده و در جیب کتم بود.
پس از چند روز، زنگ منزل زده شد و شخص ناشناسی بدون اینکه او را بشناسم یا آدرسی در داخل جیب کتم باشد یا کسی او را راهنما باشد، آمد و به من گفت:
« این کت از شما در اتوبوس جا مانده است. »
کت را به دست من داد و خداحافظی کرد و رفت. از آن روز به بعد، کاغذ را در صندوق مخصوصی نهاده و روزی چند نوبت، زیارت می کنم.

پولهای با برکت حضرت
همان روز، ماشین احتیاج به بنزین داشت؛ وقتی بنزین زدم فراموش نمودم و سکه های آقا را با قسمتی از پول خودم دادم و حرکت نمودم. هر موقعی نگاه به باک ماشین می کردم، پر بود، تا اینکه پس از دو ماه، برای دیدن پیش نماز مسجد صاحب الزمان (علیه السلام) در بیست کیلومتری تفرش رفتم و جریان تشرفم را خدمت امام زمان (علیه السلام)، و نجات از طلبکاران و موضوع پر بودن باک ماشین را به او گفتم، جلسه تمام شد خداحافظی کردم، آمدم سوار شدم، خواستم ماشین را روشن کنم، دیدم بنزین ندارد و خشک شده به آقای « نجفی» پیش نماز مسجد، گفتم: « تعجب است، باک ماشین بنزینش خشک شده. »
ایشان در جواب با تبسمی فرمود:
« کاش حرف بنزین را نمی گفتی، دیگر فایده ندارد. » این جریان و سرگذشت من بود، خداوند همه را روزی کند که جمالش را ببینیم و از گل رویش بهره بگیریم.»

طلا شدن خاک

 

اسماعیل بن عباس هاشمی می گوید : در روز عیدی به خدمت حضرت جواد (ع) رفتم، از تنگدستی به آن حضرت شکایت کردم .

حضرت سجاده خود را بلند کرد، از خاک قطعه ای از طلا گرفت.

 

یعنی خاک به برکت دست حضرت به پاره ای طلای گداخته مبدل شد .

 

آن را به من عطا کرد. من آنرا به بازار بردم شانزده مثقال بود .
اثبات الهداه ،ج۳ ،ص ۳۳۸ - بحارالانوار ،ج ۵۰ ،ص ۴۹ - مدینه المعاجز ،ج ۷ ،ص۳۷۳ - موسوعه الامام الجواد (ع)،ج ۱ ،ص ۲۵۳

 

امام صادق(صلوات الله علیه)

صاحب این امر (امام زمان روحی فداه)غیبتی دارد که در آن زمان کسی که

دین خود را حفظ نماید مانند کسی است که شاخه ی پر از خار را با

دست بتراشد.